منوی اصلی متفرقه  صفحه اصلی arrow اخبار شهر گز برخوار arrow خاطرات اسارت علیرضا بصیری به چاپ سوم رسید
صفحه اصلی
اخبار شهر گز برخوار
بیوگرافی اعضاء شورا
درباره‌ی شهر گز برخوار
گالری تصاویر
اوقات شرعی

شوراها
دیدگاه ولایت درباره شوراها
اخبار شوراها
تشکیلات شورا
جایگاه شورا در قانون اساسی
انتخابات
وظایف شوراها
ترتیب رسیدگی به تخلفات
سایر مقررات
معرفی وب‌سایت
تبلیغات
خاطرات اسارت علیرضا بصیری به چاپ سوم رسید
27 آذر 1390

خاطرات اسارت علیرضا بصیری به چاپ سوم رسیدکتاب "تاب" نوشته‌ی علیرضا بصیری آزاده‌ی سرفراز هشت سال دفاع مقدس، در آذر ماه سال جاری پس از 5 ماه به چاپ سوم رسید.

 

این کتاب اولین نوشته‌ی بصیری می‌باشد که با استقبال زیادی از علاقه‌مندان به دست‌نوشته‌های دوران 8 سال دفاع مقدس روبرو شد.


"تاب" مجموعه‌ای از خاطرات سه سال اسارتش است که احساس مسؤولیت نسبت به جامعه باعث شد دست‌نوشته‌های خصوصی‌اش را به چاپ برساند.


بصیری در سال‌های دفاع مقدس به عنوان دانش‌آموز رزمنده، از خاک میهنمان دفاع می‌کرد و با همان دید نوجوانی و رزمنده‌ای ساده، اتفاقات و خاطرات اسارتش را بروی کاغذ نقش داده است.


علیرضا بصیری این اثر را که بازتابی از بی نهایت اسارتش است را مناسب حال جوانان و آینده‌سازان کشور عزیزمان ایران نگاشته تا بخوانند و دریابند و پیمان خود را با ارواح طیبه شهدا خصوصاًً شهدایی که مظلومانه در اسارت به شهادت رسیدند و غریبانه به خاک سپرده شدند استوار کنند و حافظ میراث شهدا و امام راحل باشند.


گفتنی است کتاب "تاب" نوشته علیرضا بصیری جزی با تیراژ سه هزار نسخه از "انتشارات فرهنگ مردم" در اصفهان به چاپ رسیده است.


"...درد عشقی کشیده‌ام که مپرس / زهر هجری چشیده‌ام که مپرس / این شعر یکی از اشعاری بود که در اسارت یکی از دبیران دبیرستان‌های تهران از من خواسته بود حفظ کنم. من این شعر را در آن دوران حفظ کرده بودم و به یاد داشتم. پس از آزادی و ورود به میهمن عزیز ، من درحال جمع‌بندی این شعر بودم که ناگهان سیل جمعیت به داخل ساختمان بسیج سرازیر شد. نگاهی به آنها کردم. پدرم در صف جلویی وسط جمعیت بود و توانستم او را تشخیص بدهم. با دیدن چهره‌ی پدر، زبانم بند آمد. تلاش کردم تا به سمت او بروم ولی احساس کردم که پاهایم به فرمان من نیستند. به خود نهیب زدم: علیرضا! این پدرت است. برو خود را به پای او بینداز. با این تلقین توانستم از جای خود بلند شده و به سمت پدر بروم... این زیباترین لحظه‌ی زندگی برایم پس از سال‌ها اسارت بود. خدایا از تو ممنونم که عشق و محبت را آفریدی..."

 

 

علیرضا بصیری جزی آزاده و رزمنده دوران دفاع مقدس 

 

علیرضا بصیری جزی در بصره، روزنامه الشرق الاوسط چاپ لندن در تاریخ 1367.2.3 

 

 


یادداشت های بازدیدکنندگان

نویسنده Anonymous در تاریخ 11 دي 1390
سلام! من كتاب ايشون راخوندم . متن رواني داره و دستكاري ادبي نشده . شايد به همين دليل هم خوانندگان زيادي داره و به چاپ سوم رسيد . به آقاي عليرضا خان بصيري همشهري ارجمندم تبريك ميگم . واقعا دوران سختي را شما وآزادگان سرفراز ايراني پشت سر گذاشتند . اميدوارم زحمات طاقت فرساي شماها را قدر بدونند و اهداف اوليه جمهوري اسلامي و جنگ تحميلي محقق بشه انشاالله
نام شما / ایمیل شما
بررسی امنیتی. لطفا کد امنیتی را وارد کنید

<قبل   بعد>